صفحه اولجبر و اختیارفصل ششم: رابطه تقدير با هدايت و ضلالت

فصل ششم: رابطه تقدير با هدايت و ضلالت

پيچيده‌ترين بخش از مسائل قضا و قدر در مورد هدايت الهی است. شايد بتوان گفت كه مسأله جبر و اختيار، عمدتاً در اين مورد قابل طرح است. مسأله تعيين سطح معيشت و مقدر بودن رزق از طرفی و تأثيرات محسوس فعاليت افراد بشر از سويي ديگر با مسأله اجل معلق و حوادث زندگي كه ضمن پذيرش مكتوب بودن آنها در دفتر سرنوشت، دست انساني هم در آنها دخيل مي‌شود،‌بدور از اين بحث نيست، ولي حساسيت مسأله جبر و اختيار، نه در اين زمينه‌هاست بلكه تنها مسأله هدايت، ايمان و عمل صالح و در مقابل آنها ضلالت، كفر و اعمال ناپسندي كه از انسانها سر مي‌زند، مسأله جبر و اختيار را مطرح مي‌سازد و پرسشهاي فراوانی را به ميدان مشاجره مي‌آورد. چنانچه مسأله مجبور و يا مختار بودن آدمي در مسأله ايمان و هدايت و عمل روشن گردد، مشكلات و يا سؤالاتي را كه در ساير زمينه‌ها مطرح باشد، بخودي خود حل شده خواهيم يافت. به هر حال اكنون ما مسأله  جبر و اختيار را در قالب هدايت و ضلالت و در رتبه بعد در ارتباط با اعمال آدمي دنبال مي‌كنيم، در نهايت جريان آن را در ساير مباحث مربوطه به انسان متذكر خواهيم شد.

 

انديشه‌های مختلف در زمينه‌ هدايت و ضلالت

از ديرباز كه مسأله جبر و اختيار را مطرح مي‌سازد و پرسشهاي فراواني را به ميدان مشاجره مي‌آورد. چنانچه مسأله مجبور و يا مختار بودن آدمي در مسأله ايمان و هدايت و عمل روشن گردد، مشكلات و يا سئوالاتي را كه در ساير زمينه‌ها مطرح باشد، بخودي خود حل شده خواهيم يافت. به هر حال اكنون ما مسأله جبر و اختيار را در قالب هدايت و ضلالت و در رتبه بعد در ارتباط با اعمال آدمي دنبال مي‌كنيم، در نهايت جريان آن را در ساير مباحث مربوطه به انسان متذكر خواهيم شد. در مراكز علمي و حتي در افكار عمومي مطرح بوده است، دو گونه انديشه در دو جهت افراط و تفريط وجود داشته است كه از آن دو به جبر و تفويض ياد مي‌كنند.

 

1-اعتقاد جبريون

طرفداران اين عقيده تصور كرده‌اند كه افراد بشر در مسير زندگي و انتخاب خوب و بد به كلي مقهور دستگاه آفرينش هستند. از خود هيچ اختياري ندارند. اين انديشه سابقه‌اي طولاني دارد. برخي مبتكران اين عقيده را فلاسفه يونان دانسته‌اند كه از آنجا به سرزمين حجاز رسوخ كرده و در زمره عقايد مشركين قرار گرفته است، تا آنجا كه سردمداران كفر اعتقاد به شرك را منبعث از اراده الهي تلقي مي‌كردند و مي‌گفتند اگر خدا مي‌خواست ما و پدرانمان به او مشرك نمي‌شديم.[1] (البته قرآن كريم به شدت به مخالفت با آنان مي‌پردازد.)

اعتقاد به جبر، همواره مورد توجه و تأييد قدرتمندان تاريخ بوده است. حتي در تاريخ اسلام حمايتهاي بي‌دريغي از طرف خلفاي اموي و عباسي همچون معتصم و متوكل و… نسبت به اين انديشه ابراز مي‌شده است. البته علت آن هم روشن است. زيرا اعتقاد به جبر، نيرومندترين وسيلة فكري براي تحكيم قدرت زورگويان و مانع تعرض و تمرد زيردستان بوده است. بنابراين طبيعي است كه اين انديشه صرف‌نظر از حق و باطل بودن آن بر مذاق اين طايفه خوشايند باشد.

 

2-اعتقاد قائلين به تفويض (قدريون)

در برابر جبريون، معتزله بودند كه از آزادي مطلق بشر دم مي‌زدند. امور انسان را تفويض شده به خود او قلمداد مي‌كردند. اينان با تمسك به دلايل و حتي احاديثي بر عليه جبريون بپا خاستند، اما عقيده اينان چندان رواج نيافت و نتوانستند با جبريون مقابله كنند.

البته تقسيم‌بندي فوق، كلي است. در اين مورد براي توجيه مطلب نظرات متعددی مطرح شده كه گاه به طرف جبر و گاه به طرف ديگر تمايل پيدا كرده است.[2]

 

3- امر بين الامرين

در اين ميان اهل بيت پيامبر اكرم(ص) هر دو عقيده را باطل اعلام نموده و مسأله را بدين صورت روشن كرده‌اند: «لاجبر و لاتفويض بل امر بين‌الامرين»[3] (جبری در كار نيست و تفويض و واگذاری هم نيست بلكه مطلب چيزي است بين اين دو امر.) اين جمله كه بعدها براي شيطان به صورت شعاري قرار گرفت،‌جبر را مردود دانسته و بشر را موجودي برخوردار از آزادي معرفي كرده است، اما نه بصورتي كه از كنترل خدای سبحان و دستگاه آفرينش وي بيرون باشد. بلكه داراي آزادي و اختيار در محدوده‌ای كه خدا بخواهد.

________________________________________

[1]. سيقول الذين اشركوا لوشاء الله ما اشركنا ولا اباؤنا ولاحرمنا من شيء… (انعام/ 148)

و قال الذين اشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شيء نحن ولاآباؤنا.. (نحل/ 35)

[2]. جبر و اختيار، محمد تقي جعفري، ص 15.

[3]. اصول كافي، ج 1، ص 224، حديث 13، باب جبر و اختيار.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد