صفحه اولجبر و اختیارفصل چهارم: مأمورين اجرای تقديرات

فصل چهارم: مأمورين اجرای تقديرات

بی‌مناسبت نيست كه در ارتباط با قضا و قدر الهی بر نقش «ملائكه الله» كه كارگزاران عالم خلقت از طرف پروردگار هستند، اشارتي كنيم. قرآن كريم،‌تدبير امر الهي را از سوی آسمان براي زمين اعلام فرموده است.[1] فرشتگان والامقام را مدبران امر الهی قلمداد كرده[2] و كارگزاری آنان را در اموری چند از مسائل تكويني بيان داشته است. بدين‌گونه كه:

1-فرشتگان، رسولان الهي هستند.

«…فاطرالسماوات و الارض جاعل الملائكه رسلاً اولي اجنحه مثني و ثلاث و رباع…»[3]

(…آفريننده آسمانها و زمين كه فرشتگان را رسولاني قرار داد داراي بالهاي دوگانه و سه گانه و چهارگانه…)

«الله يصطفي من الملائكه رسلا و من الناس…»[4] (خداوند از فرشتگان رسولاني برمي‌گزيند، و همچنين از مردم…)

2-مأموريت قبض روح افراد بشر با فرشتگان است.

«قل يتوفاكم ملك الموت الذي و كل بكم ثم الي ربكم ترجعون»[5] (بگو: «فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مي‌گيرد؛ سپس شما را به سوي پروردگارتان باز مي‌گردانند».)

«الذين تتوفاهم الملائكه ظالمي انفسهم…»[6] (همانا كه فرشتگان- مرگ- روحشان را مي‌گيرند در حالي كه به خود ظلم كرده بودند…)

3-فرشتگان مأمور ابلاغ وحي هستند.

«ينزل الملائكه بالروح من امره علي من يشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون»[7] (فرشتگان را با روح- الهي- به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مي‌كند؛- و به آنها دستور مي‌دهد- كه مردم را انذار كنيد؛- و بگوييد: معبودي جز من نيست؛ از- مخالفت دستور- من بپرهيزيد!)

4-فرشتگان مايه رحمت براي مؤمني و مايه عذاب كفارند.

ملائكه بر مؤمنين با نظر لطف و رحمت مي‌نگرند و دعاي خير خود را نثار مؤمنين مي‌كنند.[8]

حتي براي اهل ايمان استغفار مي‌نمايند.[9] و بر كسانيكه در ايمان به پروردگار استقامت مي‌كنند نازل مي‌شوند و دل آنها را استواري مي‌بخشند و مژده بهشت مي‌دهند[10] و همچنين فرشتگان الهي براي انبيا پشتيبان هستند.[11] و حتي در جنگها به اذن الهي به مددكاري سپاه ايمان برمي‌خيزند. كما اينكه نمونه بارز اين امدادگري فرشتگان، در جنگ بدر براي سپاه اسلام عملي شد و درخواست كمك مؤمنين با ياری هزار ملائكه انجام پذيرفت، قرآن كريم در اين رابطه فرموده است:

«اذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم اني ممد كم بالف من الملائكه مردفين.»[12] (-به خاطر بياوريد- زماني را- كه از شدت ناراحتی در ميدان بدر، از پروردگارتان كمك مي‌خواستيد؛ و او خواسته شما را پذيرفت- و گفت- من شما را با يك هزار از فرشتگان، كه پشت سر هم فرود مي‌آيند، ياري مي‌كنم.)

از كارهاي فرشتگان در اين امر بوده است كه دل مؤمنين را تثبيت كنند.[13] گويا پيامبر اكرم(ص) و خداي سبحان وعده كمك سه هزار و بلكه پنج هزار فرشته را به صورت صبر پيشگي و تقوی بر مؤمنين داده‌اند.[14]

ولي در مورد كفار و مجرمان مسأله به عكس است. فرشتگان مأمور اجراي تقديرات الهي، در مورد آنان سختگيرند و عذاب را بر كفار نازل مي‌كنند. چنانكه در مورد قوم لوط، فرشتگان به صورت آدميان با رسالت نزول عذاب به نزد حضرت لوط آمدند و با وي در اين زمينه به گفتگو پرداختند و براي وي مأموريت خويش بر نابودي دشمنان لوط را اعلام داشتند.[15]

5-فرشتگان مأمور محافظ انسان هستند:

قرآن كريم، وجود نگهباناني را براي انسان به عنوان رسول مطرح مي‌سازد[16] و در روايات اسلامي تفصيل بيشتری در اين زمينه مطرح شده است.[17]

6-ملائكه و ثبت اعمال:

مأمورين ثبت اعمال بشری، فرشتگان الهي هستند كه مراقب انسان هستند و ريز و درشت اعمال آدمي را مي‌دانند.[18] از سمت راست و چپ، اعمال وی را دريافت كرده[19] و در پرونده اعمالش بايگاني مي‌كنند.[20] اين مأموران الهي براي انجام هرگونه مأموريت خويش از عالم بالا، بسوي زمين گسيل مي‌شوند و تسبيح‌گويان از يكديگر پيشي مي‌گيرند و به تدبير امور مي‌پردازند.[21] اينان به هنگام نزول و يا اجراي مأموريت به حالتي صف‌آرايی مي‌كنند، مانع نفوذ شياطنين مي‌شوند و به تلاوت ذكر مي‌پردازند[22] و القاي ذكر مي‌نمايند.[23]

فرشتگان الهي كه كارگزاران امور هستند، به هنگام برچيده شدن كلاس زندگي دنيا بسوی پروردگار عروج مي‌كنند.[24] حتي در صحنه قيامت فرشتگان صف‌آرايي كرده به همراه روح‌القدس حضور پيدا مي‌كنند[25] و «به اذن پروردگار به شفاعت مي‌پردازند.»[26]

در بهشت نيز ملائكه بر متقين وارد مي‌شوند[27] و گرد عرش الهي را فرا مي‌گيرند.[28] از سوي ديگر بر اهل جهنم، فرشتگان خشن و استوار گمارده مي‌شوند[29] و متصديان و كارگزاران جهنم از فرشتگان الهي هستند.[30]

 

ثبت حوادث در كتاب

تمامي پديده‌هاي مربوط به امور الهی و تقديرات آسماني قبل از پديدار شدن، در دفتری در عالم بالا ثبت است. [31] اين كتاب الهي كه به نام «امام مبين»[32] ذكر شده، حامل تمامي مسائل و اشيا است. به گونه‌اي كه خشك و تري از آن فروگذار نشده است.[33] هيچ امر پنهانی در آسمان و زمين وجود ندارد مگر اينكه در آن مندرج است. [34] به اندازه سنگيني ذره‌ای از چيزي يا كوچكتر و يا بزرگتر از آن در آسمان و زمين از كتاب مبين خارج نمانده است. [35] از زمره اين پديده‌ها، اجلها و سرآمدهاست چه مربوط به امتها و چه در ارتباط با افراد[36]  كه براي آنها دو اجل مطرح است. كه هر دوي آنها در كتاب مذكور ثبت است.[37]

________________________________________

[1]. يدبر الامر من السماء الي الارض ثم يعرج اليه في يوم كان مقداره الف سنه مما تعدون. (سجده/ 5) (امور اين جهان را از آسمان به سوي زمين تدبير مي‌كند؛ سپس در روزی كه مقدار آن هزار سال از سالهایی است كه شما مي‌شمريد به سوي او بالا مي‌رود- و دنيا پايان مي‌يابد-.)

[2]. فالمدبرات امراً. (نازعات/ 5) (و آنها كه امور را تدبير مي‌كنند.)

[3]. فاطر/ 1.

[4]. حج/ 75.

[5]. سجده/ 11.

[6]. نحل/ 28.

[7]. نحل/2.

[8]. هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور و كان بالمؤمنين رحيماً*تحيتهم يوم يلقونه سلام و اعد لهم اجراً كريماً. (او كسي است كه بر شما درود و رحمت مي‌فرستد، و فرشتگان او- نيز براي شما تقاضاي رحمت مي‌كنند= تا شما را از ظلمات به سوي نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است.) (احزاب/ 43-44)

[9].يسبحون بحمد ربهم و يؤمنون به و يستغفرون للذين امنوا… (تسبيح و حمد پروردگارشان را مي‌گويند و به او ايمان دارند و براي مؤمنان استغفار مي‌كنند. (غافر/ 7)

[10]. ان الذين قالوا ربنا الله ثم اتقاموا تننزل عليهم الملائكه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التي كنتم توعدون. (بيقين كساني كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است»، سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آن نازل مي‌شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتي كه به شما وعده داده است!) (فصلت/ 390)

[11]. ان تتوباً الي الله فقد صغت قلوبكما و ان تظاهراً عليه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المؤمنين و الملائكه بعد ذلك ظهير. (اگر شما- همسران پيامبر- از كار خود توبه كنيد، (كه هيچ) شما دلهايتان از حق منحرف گشته، ولي اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد،- كاري از پيش نخواهيد برد- زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند. (تحريم/ 4)

[12]. انفال/ 9.

[13]. اذا يوحي ربك الي الملائكه اني معكم فثبتوا الذين امنوا سالقي في قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم كل بنان. (و- به يادآر- موقعي را كه پروردگارت به فرشتگان وحي كرد: «من با شما هستم، كساني را كه ايمان آورده‌اند ثابت قدم داريد. بزودي در دلهاي كافران ترس و وحشت مي‌افكنم؛ ضربه‌ها را بر بالاتر از گردن- بر سرهاي دشمنان- فرود آريد؛ و همة انگشتان را قطع كنيد!) (انفال/ 12)

[14]. اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدكم ربكم بثلاثه الاف من الملائكه منزلين * بلي ان تصبروا و تنقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسه الاف من الملائكه مسومين. (آل عمران/ 124-125) (خداوند شما را در بدر ياري كرد؛ در حالي كه شما- نسبت به آنها ناتوان بوديد- پس خدا را بپرستيد تا شكر نعمت او را بجا آورده باشيد* در آن هنگام كه تو به مؤمنان مي‌گفتي: « آيا كافي نيست كه پروردگارتان شما را به سه هزار نفر از فرشتگان كه فرود مي‌آيند، ياري كند؟»!)

[15]. و لما ان جائت رسلنا لوطاً سيئي بهم و ضاق بهم ذرعاً و قالوا لا تخف و لا تحزن انا منجوك و اهلك الا امراتك كانت من الغابرين* انا منزلون علي اهل هذه القريه رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون. (عنكبوت/ 33-34) (هنگامي كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بدحال و دلتنگ شد؛ گفتند: « نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده‌ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقي مي‌ماند»* ما بر اله اين شهر و آبادي بخاطر گناهانشان، عذابي از آسمان فرو خواهيم ريخت.) قالوا انا ارسلنا الي‌ قوم مجرمين * لنرسل عليهم حجاره من طين * مسومه عند ربك للمسرفين. (ذاريات/ 32-34) (گفتند: «ما به سوي قوم مجرمي فرستاده شده‌ايم» * تا باراني از «سنگ- گل» بر آنها بفرستيم* سنگهايي كه از ناحيه پروردگارت براي اسرافكاران نشان گذاشته شده است.) قالوا انا ارسلنا الي قوم مجرمين * الا آل لوط… (حجر/ 58-59) (گفتند: «ما به سوي قومي گنهكار مأموريت يافته‌ايم- تا آنها را هلاك كنيم-* مگر خاندان لوط كه همگي آنها را نجات خواهيم داد.)

[16]. و هو القاهر فوق عباده و يرسل عليكم حفظه حتي اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا و هم لا يفرطون. (انعام/ 61) (او بر بندگان خود تسلط كامل دارد؛ و مراقباني بر شما مي‌گمارد؛ تا زماني كه يكي از شما را مرگ فرا رسد؛- در اين موقع- فرستادگان ما جان او را مي‌گيرند؛ و آنها- در نگاهداري حساب عمر و اعمال بندگان،-‌كوتاهي نمي‌كنند.)

[17]. تفسير عياشي ذيل آيه «له معقبات من بين يديه…» (رعد/ 11)

از حضرت صادق(ع) نقل است: «ما من عبد الا و معه ملكان يحفظانه فاذا جاء الامر من عندالله خليا بينه و بين امرالله» (هيچ بنده اي نيست مگر اينكه دو فرشته با او هستند كه او را محافظت مي‌كنند. تا آن‌گاه كه امري الهي- و تقديري از عالم غيب- به سراغ او آيد، در اين صورت آن دو ملك بين او تقديرات الهي را خالي مي‌نمايند.) در تفسير مجمع‌البيان و بحارالانوار، ج5، نيز همين حديث نقل شده است.

[18]. و ان عليكم لحافظين* كراماً كاتبين* يعلمون ما تفعلوم. (انفطار/ 10-12) (و بي شك نگاهباناني بر شما گمارده شده، * والا مقام و نويسندة – اعمال نيك و بد شما، * كه مي‌دانند شما چه مي کنيد.)

[19]. اذ يتلقي المتلقيان عن اليمين و عن الشمال قعيد* ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد. (ق/ 17-18) (-به خاطر بياوريد- هنگامي را كه دو فرشتة راست و چپ كه ملازم انسانند اعمال او را دريافت مي‌دارند؛ * انسان هيچ سخني را بر زبان نمي‌آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‌اي مراقب و آماده براي انجام مأموريت- و ضبط آن- است.)

[20]. قل الله اسرع مكراً ان رسلنا يكتبون ما تمكرون. (يونس/ 21) (…بگو خداوند سريعتر از شما مكر (=چاره‌جويي) مي‌كند؛ و رسولان (=فرشتگان) ما، آنچه نيرنگ مي‌كنيد- و نقشه مي‌كشيد- مي‌نويسند.)

ام يحسبون انا لانسمع سرهم و نجواهم بلي و رسلنا لديهم يكتبون. (زخرف/ 80) (آيا آنان مي‌پندارند كه ما اسرار نهاني و سخنان در گوشي آنان را نمي‌شنويم؟! آري، رسولان (و فرشتگان- ما نزد آنها هستند و مي‌نويسند.)

[21]. والنازعات غرقاً * و الناشطات نشطاً* و السابحات سبحاً * فالسابقات سبقاً* فالمدبرات امراً. (نازعات/ 1-5) (سوگند به فرشتگاني كه خود را از جايگاهشان در آسمان بر مي‌كشند، * و فرشتگاني كه با نشاط خود را جدا مي‌سازند، * و به فرشتگاني كه به (پرواز و) شناوري مي‌پردازند * و سپس بر يكديگر سبقت مي‌گيرند، * و آنگاه امور را تدبير مي‌كنند!)

[22]. والصافات صفاً * فالزاجرات زجراً * فالتاليات ذكراً. (صافات/ 1-3) (سوگند به- فرشتگان- صف كشيده- و منظم- ، * و به نهي‌كنندگان- و بازدارندگان-، و تلاوت كنندگان پياپي آيات الهي.)

[23]. و المرسلات عرفاً * فالعاصفات عصفاً * و الناشرات نشراً * فالفارقات فرقاً * فالملقيات ذكراً* عذراً و نذراً. (مرسلات/ 1-6) (سوگند به فرشتگاني كه پي‌درپي فرستاده مي‌شوند، * و آنها كه همچون تند باد حركت مي‌كنند، * و سوگند به آنها كه- ابرها را- مي‌گسترانند، * و آنها كه جدا مي‌كنند، * و سوگند به آنها كه آيات بيدارگر- الهي- را- به انبيا- القا مي‌نمايند، * براي اتمام حجت يا براي انذار،)

[24]. تعرج الملائكه و الروح اليه في يوم كان مقداره خمسين الف سنه. (معارج/ 4) (فرشتگان و روح (=فرشته مقرب خداوند) به سوي او عروج مي‌كنند در آن روزي كه مقدارش پنجاه هزار سال است.)

[25]. يوم يقوم الروح و الملائكه صفا لايتكلمون الامن اذن له الرحمن و قال صوابا. (نباء/ 38) ( روزي كه روح و ملائكه در يك صف مي‌ايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمي‌گويند، و- آنگاه كه مي‌گويند- درست مي‌گويند.)

[26].  بل عباد مكرمون ٭ … و لايشفعون الا لمن ارتضي و هم من خشيته مشفقون. (نبياء/ 26-28) (… آنها (= فرشتگان) بندگان شايستة اويند. ٭ …. ٭ …. و آنها جز براي كسي كه خدا راضي- به شفاعت براي او- است شفاعت نمي‌كنند؛ و از ترس او بيمناكند.)

[27]. و الملائكه يدخلون عليهم من كل باب. (رعد/ 23) (… و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي‌گردند؛)

[28]. و تري الملائكه حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم و قضي بينهم بالحق …. (زمر/ 75) (- در آن روز- فرشتگان را مي‌بيني كه بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مي‌گويند؛ و در ميان بندگان بحق داوري مي‌شود؛…)

[29]. عليها ملائكه غلاظ شداد لايعصون الله ما امرهم و يفعلون مايؤمرون. (تحريم/ 6) (… فرشتگاني بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمي‌كنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند- بطور كامل- اجرا مي‌نمايند.)

[30]. و ما جعلنا اصحاب النار الا ملائكه …. (مدثر/ 31) مأموران دوزخ را فقط فرشتگان- عذاب- قرار داديم…)

[31]. ما اصاب من مصيبه في‌الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علي الله بسير. ـحديد/ 22) (هيچ مصيبتي- ناخواسته- در زمين و نه در وجود شما روي نمي‌دهد مگر اين‌كه همه آنها قبل از آن‌كه آن را پديدار كنيم در لوح محفوظ ثبت است؛ و اين امر براي خدا آسان است.)

 

[32]. انا نحن نحي الموتي و نكتب ما قدموا و اثارهم و كل شيء احصيناه في امام مبين. (يس/ 12) (به يقين ما مردگان را زنده مي‌كنيم و آن‌چه را از پيش فرستاده‌اند و تمام آثار آنها را مي‌نويسيم؛ و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‌اي بر شمرده‌ايم.)

[33]. و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما في البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبه في ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين. (انعام/ 59) (كليدهاي غيب، تنها نزد اوست؛ و جز او، كسي آنها را نمي‌داند. او آنچه را در خشكي و درياست مي‌داند؛

هيچ برگي= از درختي- نمي‌افتد، مگر اينكه از آن آگاه است؛ و نه هيچ دانه‌اي در تاريكيهاي زمين، و هيچ تر و خشكي وجود دارد، جز اينكه در كتابي آشكار «= در كتاب علم خدا» ثبت است.)

[34].  و ما يعزب عن ربك من مثقال ذره في الارض و لا في السماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا في كتاب مبين. (يونس/ 61) (… و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفي نمي‌ماند؛ حتي به اندازه سنگيني ذره‌اي؛ و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن نيست، مگر اينكه- همه آنها- در كتاب آشكار- و لوح محفوظ علم خداوند- ثبت است.)

[35]. عالم الغيب لا يعزب عنه مثقال ذره في السموات و لا في الارض و لا اصغر من ذلك و لااكبر الا في كتاب مبين. (سبأ/ 3) (… خداوندي كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگيني ذره‌اي در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابي آشكار ثبت است.)

[36].  لكل اجل كتاب. (رعد/ 38) (… هر زماني نوشته‌اي دارد.)

[37].  و ما تحمل من انثي و لا تضع الا بعلمه و ما يعمر من معمر و لا ينقص من عمره الا في كتاب. (فاطر/ 11) (هيچ جنس ماده‌اي باردار نمي‌شود و وضع حمل نمي‌كند مگر به علم او، و هيچ كس عمر طولاني نمي‌كند، يا از عمرش كاسته نمي‌شود مگر اينكه در كتاب- علم خداوند- ثبت است؛ اينها همه براي خداوند آسان است.) بغفرلكم من ذنوبكم و يؤخركم الي اجل مسمي …. (نوح/ 4) (اگر چنين كنيد، خدا گناهانتان را مي‌آمرزد و تا زمان معيني شما را عمر مي‌دهد….)

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد