مقدمه

بسم‌الله الرحمن الرحيم

و صلی‌الله علی سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين

خدای سبحان فرموده است: «انا جعلنا ما علي الارض زينه لها لنبلوهم ايهم احسن عملاً»[1] (ما همه امكانات و اشياء روی زمين را زيب و زينتي براي آن قرار داديم تا مردمان را بيازمائيم كه كداميك نيكوكردارترند.)

و قرآن كريم مي‌فرمايد: «الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملاً…»[2] (خدايی كه مرگ و زندگي را آفريد- و با زنده ساختن، شما را به زندگی دنيا آورد و با ميراندن، شما را از آن خارج مي‌سازد- تا شما را بيازمايد كه كداميك نيكوكردارتر خواهيد بود.)

آيات فوق- و آيات بسيار ديگري- گوياي آن است كه خداي سبحان، دنيا را در جهت محيطی آموزشی تدارك ديده است، در اين محيط آموزشي، افراد بشر در حكم دانش‌آموزاني هستند كه به نوبت بدان راه مي‌يابند و تحت آموزش و آزمون قرار مي‌گيرند، انبياء الهی و اوصياء آنها معلمان و مربيان اين مدرسه هستند. خداي رحمان خود سرپرستي و نظارت بر اين مدرسه و محيط را برعهده گرفته است، و در اين راستا امور زير را به انجام می‌رساند.

*امكانات مدرسه دنيا را به ميزان لازم تدارك نموده و آنچه براي زندگي بشر ضرورت دارد در اختيار او قرار مي‌دهد، البته در حد و اندازه‌اي معين و همراه با محدوديت[3] و در عين حال پرجلوه.

*افراد بشر را با گرايش‌هاي دوگانه- ملكوتي و حيواني- به اين محيط آموزشي وارد مي‌سازد تا با تمايلات مختلف خواسته‌هاي گوناگوني در وجود آنها پديد آيد و در معرض گزينش و آزمون قرار گيرند.[4]

*وظائف و تكاليف محول شده به انسان را در اين دوران در قالب شريعت‌هاي آسماني به آنها عرضه مي‌دارد و آنها را موظف به انجام اعمالي نموده و از انجام كارهايي نهي مي‌فرمايد.

*انسان در امور خويش با نوعي دوگانگي مواجه مي‌شود، زيرا از طرفي خداي رحمان افراد بشر را به تلاش در امرار معاش فراخوانده و فرموده است:

«و جعلنا الليل والنهار ايتين فمحونا آيه الليل و جعلنا آيه النهار مبصره لتبتغوا فصلاً من ربكم…»[5] (ما شب و روز را دو آيت و نشانه قرار داديم، آيت شب را ناپيدا و آيت روز را روشني بخش قرار داديم تا شما فضلي از پروردگارتان را جويا شويد). و از طرفي تقسيم روزي را خود برعهده گرفته و اعلام نموده كه: «… نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحيوه الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات…»[6]

(… ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضي از آنان را نسبت به بعضي ديگر درجاتي بالاتر قرار داديم…) و نيز فرموده است: «ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر انه كان بعباده خبيراً بصيراً»[7] (بي گمان پروردگار تو براي هر كه بخواهد روزي را گشاده يا تنگ مي‌گرداند، به درستي كه او به- حال- بندگانش آگاه و بيناست). جالب توجه است كه وقتی قرآن مي‌فرمايد تقسيم روزی و كم و زياد آن به تقدير الهی است، انسان يا احساس خويش و با تجربه‌ای كه در زندگي دارد آن را دقيقاً صحيح و حق مي‌يابد و در جايي هم كه مي‌فرمايد شما خود بايد روزی را جستجو كنيد، باز انسان مي‌يابد كه حق همين است و نوعاً بدون تلاش فراهم نمودن معيشت ميسر نخواهد بود و مي‌يابد كه تلاش بيشتر انسان كاملاً اثربخش است. در عين حال خواه‌ناخواه سؤالی در ذهن انسان پديدار مي‌شود و آن اينكه بالاخره روزی انسان تقدير الهي است، يا حاصل تلاش خود اوست؟ و جمع اين دو چگونه ممكن است؟

•           اين پرسش و يا ابهام تنها در امر معيشت نيست، بلكه در ازدواج نيز چنين است، افراد مؤمن از طرفی می‌دانند كه در اين امر تقديرات الهی نقش اساسي دارد و از سويي خود را موظف به تحقيق و بررسي مي‌دانند و مي‌دانند كه تلاش آنها در اين امر و دقت در تصميم‌گيري اثربخش بوده است.

توجه به اين امور گاه موجب سؤالي جدي مي‌شود كه كار به دست انسان است يا به تقدير خداي رحمان.

اين پرسش و ابهام در ساير امور زندگي از قبيل عزت و ذلت، قدرت و ضعف، ‌موفقيت‌هايي كه در روابط و امور اجتماعي حاصل مي‌شود و… همچنان جاري است. قرآن كريم مي‌فرمايد: «قل اللهم مالك الملك توتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير اءنك علي كل شيء قدير»[8] (بگو خدايا توئي كه فرمان فرمائي. هر كس را كه خواهي فرمانروايي بخشي و از هر كه خواهي فرمانروايي را بازستاني، هر كه را كه خواهي عزت بخشي و هر كه را خواهي خوار گرداني، همه خيرها به دست توست و تو بر هر چيز توانايي). و از طرفي در حديث مي‌خوانيم «عز من قنع و ذل من طمع» (هر كس قناعت ورزد عزيز مي‌شود و هر كس دست طمع پيش ديگران دراز كند ذليل و خوار مي‌گردد).

•           اين سؤال و ابهام از آن‌جا جدي مي‌شود كه پاي هدايت و ضلالت به ميان مي‌آيد. سؤال اين است كه آيا انسان در پوئيدن راه هدايت و انجام تكاليف الهي خود تصميم مي‌گيرد و همه كاره خود اوست و يا اينكه در اين امر هم سرنوشتي از پيش تعيين شده دارد؟ اگر انسان كاملاً آزاد است و داراي اختيار،‌پس چرا گفته شده «خدا هر كه را بخواهد هدايت مي‌كند و هر كه را بخواهد گمراه مي‌نمايد[9]» مضافاً بر اينكه علم و اراده الهي، كه بر همه امور غالب است، چگونه جايي براي اراده و اختيار انسان باقي مي‌گذارد. و اگر گفته شود راه عمل انسان از پيش تعيين شده و قلم تقدير بر آن جاري گشته است، در اين صورت مشكل بالاتري پديدار مي‌شود و اين سؤال مطرح مي‌شود كه پس چرا مسؤوليت را متوجه انسان كرده‌اند و در برابر كفر و عصيان او را عقوبت مي‌كنند؟

اينها و دهها سؤال و ابهام ديگر از اموري است كه افراد بشر اعم از دانشمندان و افراد معمولي نسبت به آنها حساسيت ذهني داشته و دارند. عموم متدينين هم از متون وحي و هم در تجربه با اين دوگانگي مواجه مي‌شوند و تا آنجا كه برخوردي فطري و طبيعي با مسائل دارند نوعاً با مشكلي مواجه نمي‌شوند و به طرفين قضيه- تقدير الهي و اراده انسان- اعتقاد دارند و با اين اعتقاد دست به دعا بر مي‌دارند و از خداي رحمان خير و عافيت مي‌خواهند. اما همين ‌كه در اين زمينه به فكر و انديشه بپردازند ابهامي جدي احساس مي‌كنند و به حق بايد گفت مسائل مربوط به قضا و قدر و جبر و اختيار همچون درياي ژرفي است كه ورود به آن آسان است اما خروجي مشكل دارد. و در عين حال مسأله به گونه‌اي است كه نمي‌توان از آن صرفنظر كرد، زيرا به هر حال در افكار و زبانهاي عام و خاص همواره مطرح بوده و هست.

آنچه را كه نگارنده اين سطور بدان اعتقاد دارد اين است كه روشن‌ترين و گوياترين بيان‌ها در زمينه‌هاي فوق در متن قرآن كريم و روايات اهل بيت عليهم‌السلام آمده است و اگر مباحث كتاب و سنت در دسته بندي روشني ارائه گردد بدون شك مشكلي باقي نخواهد ماند. در مباحث قرآن كريم دو مسأله از يكديگر قابل تفكيك است، اين دو عبارتند از «مسائل مربوط به سرنوشت» و «مباحث مربوط به اعمال تكليفي انسان». آنچه تعيين آن از طرف خداي رحمان است عمدتا در باره حوادث مربوط به سرنوشت انسان است، اما اعمال تكليفي انسان پروند‌ه‌اي جدا دارد. در مورد سرنوشت مقدرات ساليانه انسان در شب قدر تعيين مي‌گردد و قبل از بروز حادثه مشخص مي‌شود، اما اعمال انسان در حين انجام عمل و يا پس از آن ثبت مي‌شود. در قرآن كريم شب قدر به عنوان شبي اعلام شده است كه در آن همه امور تعيين مي‌شود و براي هر امري حسابي جداگانه باز مي‌گردد. اما بر مقدرات در شب قدر دو قيد زده شده است كه قابل توجه و دقت است. در اين باره در سوره دخان مي‌خوانيم:

«انا انزلناه في ليله مباركه اءناكنا منذرين فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا إنا كنا مرسلين»

(ما قرآن را شبي مبارك فرو فرستاديم، ما هشدار دهنده‌ايم در اين شب هر امري حكيم جداگانه تدبير مي‌گردد، امري- كه- از ناحيه ما باشد…)

اين شب مبارك همان شبي است كه «ليله القدر» ناميده شده است. در اين شب همه امور مورد تقدير واقع مي‌شوند و حسابي مستقل براي آنها باز مي‌شود اما با دو قيد.

الف- همه اموري كه از طرف خداي رحمان مقدر مي‌شوند حكيمانه هستند. از اينرو افعال انسان كه زشت و زيبا دارد و همه آنها حكيمانه نيست در شب قدر تعيين نمي‌شود.

ب- عبارت «امرا من عندنا» قيد روشني است اين امور حكيمانه همانها هستند كه خدا تقدير مي‌كند ولي اعمال بندگان توسط خود آنها تعيين مي‌شود، آنها خود مي‌خواهند كه چه كنند، خود تصميم مي‌گيرند و خود اقدام به عملي مي‌كنند (البته به حول و قوه الهي) از اين‌رو اعمال افراد بشر از خود آنها است.

توجه به مباحث فوق اين نكته را روشن مي‌كند كه مسأله جبر و اختيار درباره اعمال تكليفي انسان قابل طرح است. در اعمال تكليفي انسان است كه اگر جبر باشد و از طرف خدا تعيين شود هم اعمال ناروا به خدا بر مي‌گردد و هم كيفر او ظالمانه قلمداد مي‌شود، اما در مقدرات انسان، خدای رحمان براساس مباني كاملا حكيمانه تصميم مي‌گيرد و حوادث خير و شر را در زندگي انسان پديدار مي‌كند و هيچ مشكلي هم طرح نخواهد بود.

قرآن كريم در باره مشيت، اراده، تقدير و قضاي امور از طرف خداي رحمان به تفصيل سخن گفته است و در باره اجل و سرآمد حوادث، اذن الهي در همه امور، نكات لطيفي را بيان فرموده است. درباره كتاب سرنوشت و پرونده اعمال انسان، درباره لوح محفوظ، ام‌الكتاب و كتاب مكنون الهي، اشارات قابل توجهي دارد و همچنين درباره محو و اثبات تقديرات و مسأله بداء به روشني سخن گفته است. و تفصيل اين مباحث در سنت آمده است، توجه به مجموعه اين مسائل قرآني و رواني بابي از معارف الهي را بر روي انسان مي‌گشايد و انديشه‌اي بدون ابهام و روشن در ذهن آشناي با قرآن پديدار مي‌كند.

توجه به اهميت مسأله قضا و قدر و جبر و اختيار و مباحث قرآني در اين زمينه، انگيزه فراهم شدن مجموعه‌اي است كه در پيش روي خواننده گرانقدر است. در اين نوشتار سعي بر آن بوده كه:

الف- مباحث بر محور آيات قرآن كريم تنظيم گردد و مورد ارزيابي قرار گيرد و از روايات و گاه مسائل عقلي در توضيح آيات استفاده شود.

ب- حتی‌المقدور همه اشكالاتي كه در زمينه فوق مطرح است آورده شود و پاسخ روشني ارائه گردد.

(خصوصا از ديدگاه كتاب و سنت)

ج-مباحث طي دسته بندي روشني ارائه گردد و در اين ارتباط بسياري از مباحث قرآني در قالب جدول ارائه شده تا دسته‌بندي كاملا روشن باشد.

ارائه مباحث عمدتاً در سه بخش كلي صورت گرفته كه عبارت است از:

◘ بخشي پيرامون قضا و قدر الهي. در اين بخش مسأله مشيت، اراده و تقديرات الهي مطرح شده و مسأله بداء به تفصيل مورد بحث واقع شده است.

◘ در بخش دوم مسأله هدايت و ضلالت و آزادي و اختيار انسان از ديدگاه قرآن كريم ارزيابي شده و دورانهاي وجودي انسان در ارتباط با اختيار مورد بحث قرار گرفته است.

◘در بخشي ديگر به اشكالات عقلي در زمينه اختيار انسان پرداخته شده و مباحثي همچون علم و اراده الهي و عدم منافات آنها با اختيار انسان مورد بررسي قرار گرفته است.

از خوانندگان محترم تمني داريم كه ضمن چشم‌پوشي از لغزشهاي ناخواسته،‌با تذكر خويش نگارنده را مورد امتنان قرار دهند و در رفع نواقص كمك نمايند.

از درگاه با عظمت ربوبي اميد است كه با لطف عميم خود اين تلاش يسير را از بنده بي‌مقدار پذيرا گردد و در هدايت قلبها به سوي قرآن و عترت آن را اثربخش گرداند و خطاهاي كثير اين بنده را مورد عفو قرار دهد كه او آمرزنده‌اي است مهربان. و اگر اين اثر حكم ران ملخي را داشته باشد آن را به پيشگاه با عظمت امام عصر روحي له‌الفداء تقديم مي‌دارم.

و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. كهف / 7.

[2]. ملك / 2.

[3]. «و انزلنا من السماء ماء بقدر». مؤمنون/ 18. و «انا كل شيء خلقناه بقدر». قمر/ 49.

[4]. «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتليه». دهر/ 2.

[5]. اسراء/ 12.

[6]. زخرف/ 32.

[7]. اسراء/ 30.

[8]. آل عمران/ 26.

[9]. فاطر/ 8.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد