صفحه اولظاهر و باطن قرآن کریممبحث اول: ظاهر قرآن کریم- قسمت اول

مبحث اول: ظاهر قرآن کریم- قسمت اول

 

 مبحث اول: ظاهر قرآن کریم- قسمت اول

طرح بحث

ظاهر قرآن از زبان قرآن

قرآن كريم از ناحيه پروردگار عالميان، نازل شده است. روح الامين آن را بر قلب پيامبر اكرم فرود آورده تا آن حضرت از رهگذر آن مردمان را متذكر ساخته و آنان را بيدار و هشيار سازد. نزول قرآن به زبان عربي روشن و فصيح است.[1][1] قرآن به زبان عربي نازل شده تا افراد بشر بتوانند آن را تعقل و درك كنند. [1][2] اين نزول به صورت تبديل حقايق و معارف «ام الكتاب» [1][3] به عبارات مفهوم براي انسان، درقالب زبان عربي آن هم با بيان الهي است. «ام‌الكتاب» همان «كتاب مكنون»[1][4] و يا «لوح محفوظ» [1][5]الهياست كه گنجينه حقايق قرآني مي‌باشد. حقايق قرآني در ام‌الكتاب، در نزد خداي سبحان، مكنون و پوشيده است و تنها خاصان بارگاه قرب، كه از مقام شامخ طهارت و عصمت برخوردارند، با آن در تماس مي‌باشند. [1][6]

قرآن كريم از آن جايگاه برين، از نزد پروردگار عزيز، در قالب كتاب عربي مبين، به سوي مردم فرو آمده است، كه تمام راه‌هاي امن و سلامت را به مشتاقان رضوان ربوبي بنماياند و آنان را از تاريكی‌های جهل و هوي برهاند و به مردم سر منزل سعادت برساند تا سرانجام گام در صراط مستقيم بگذارند.[1][7]

اين كتاب سترگ و فرخنده را، خداي رحمان فرو فرستاده، تا در آيات آن تدبر كنند و – در نتيجه- صاحبان عقل و خرد پند گيرند و حقايق را دريابند.[1][8]

اين همه تعريف، وصف ظاهر قرآن است؛ و اين دعوت الهي به تدبر، مربوط به ظاهر است. پس ظاهر قرآن، جلوه‌گاه حق براي صاحبدلان و جولان‌گاه خردمندان است. زيرا نه ظاهر قرآن را پاياني است و نه جلوه‌هاي آن را حد و حصري. از اين‌رو جا دارد در عرصه سخن پيرامون ظاهر، از درك و فهم عبارات آن گفتگو كنيم؛ و نيز مسأله حجيت ظاهر آن را در جولان‌گاه بحث قرار دهيم، از مراتب فهم و درك قرآن سخن بگوييم، و عوامل مؤثر در فهم بهتر قرآن را مورد ارزيابي قرار دهيم؛ و از آرايه‌هاي شگفت ادبی كه در آن به كار رفته، شمه‌اي را بازگوييم، و نهايتا پيوند ناگسستني قرآن را- حتي در بعد ظاهر- با عترت (ع)، به بحث گذاريم. اينك به بررسی نكاتی در زمينه‌های فوق مي‌پردازيم.

 

آغاز فصل

چه بسا طرح عنوان «قابل فهم بودن قرآن كريم» خود مورد سؤال باشد؛ به اين معنا كه: مگر ممكن است كه قرآن كريم، حتي در جلوه عبارات و ظاهر آن قابل فهم نباشد؟ پس چه نيازي به فراهم نمودن مجال براي اين سخن است؟

در حقيقت اين سؤال و شگفت‌زدگي كاملا به جا مي‌باشد و سخن از قابل فهم بودن قرآن، خود تعجب‌برانگيز است. ولي به رغم اين شگفتي، گاه و بي‌گاه عدم امكان دستيابي به معناي واقعي عبارات قرآن مطرح مي‌شود. گويا، در يك مسأله همگان آرايي موافق دارند؛ و آن اين كه: اهل ايمان به هنگام تلاوت يا مطالعه قرآن مطالبي را از آن دريافت مي‌كنند. ولي درباره اين دريافت و ادراك چند نكته مورد بحث و گفتگوست.

الف) آيا همه عبارات قرآن كريم قابل است؛ يا اين كه بايد از اين جهت بين آيات مختلف، قائل به تفكيك شويم؟

ب) آيا آن چه از عبارات فهميده مي‌شود فهم واقعي است؛ يا صرفا دريافتي است، كه از نظر بازگو كردن حقيقت، بدان اطميناني نيست؟

ج) آيا فهم عبارات قرآني در گرو توضيح و تبيين روايت يا رواياتي است كه در ذيل آن نقل شده‌ است (با توجه به اين كه پيامبر اكرم (ص) و ائمه هدي (ع) آموزندگان وحي و مبين قرآن معرفي شده‌اند)؛ يا اين كه درك و فهم قرآن كريم مستقل است ولي روايات اسلامي در توضيح و تكميل مطلب حاصل از فهم قرآن به انسان كمك مي‌رساند؟

پيش از پرداختن به هر توضيحي، ابتدا سخن را در يك كلام خلاصه مي‌كنيم و آن اين كه عبارات قرآن كريم براي كساني كه به زبان و ادب عربي آشنا باشند قابل درك و فهم است، و براي ديگران اين فهم تا حدودي از مسير ترجمه، قابل حصول و دستيابي است. البته شكي نيست كه اين فهم و ادراك، مراتب و درجات بسيار متفاوتي دارد. به هر مقدار تلاش و دقت بيشتري صورت پذيرد، و هر اندازه اين تلاش با طهارت قلبي بيشتري همراه باشد، و از روايات صحيح استمداد شود، توفیق درك حقايق رو به فزوني نهاده و بهره بالاتري عايد انسان مي‌شود.

 

بخش 1

دلايل قابل فهم بودن قرآن كريم

بدون شك قرآن كريم براي همگان-حداقل به طور اجمال-قابل فهم مي‌باشد و در اين امر اختلافي نيست. از اين‌رو در علم اصول بحث گسترده‌اي به «حجيت ظواهر قرآن كريم» اختصاص يافته است. اما پيش از بحث حجيت، اين پرسش مطرح است كه: آيا مؤمنان با مراجعه به قرآن به معرفتي روشن دست مي‌يابند يا خير؟

دلايل زير در صدد بيان اين نكته است كه قرآن كريم در عين اعجاز عبارات، همچون ساير متون قابل فهم بوده و مي‌توان بدان استناد جست. البته اين بدان معني نيست كه در وراي ادراك ظاهر، حقيقتي نهفته نمي‌باشد؛ بلكه منظور آن است كه آن چه الفاظ قرآن بدان دلالت دارند مفهوم بوده و آن‌چه به فهم آيد مورد اعتماد است، هر چند لايه‌هاي ژرف ديگري در پس پرده عبارات لحاظ شده باشد. با چنين ديدگاهي به دلايل زير نظر مي‌افكنيم.

 

1-نزول به لسان عربی مبين

قرآن كريم، به زبان عربي آشكار و آشكار كننده نازل شده است، علت اين نزول را قرآن خود چنين بيان مي‌دارد:

«انا انزلناه قوآنا عربيا لعلكم تعقلون».[1][9]

ما قرآن را به زبان عربي (روشن) فرو فرستاديم، باشد كه شما تعقل كنيد.

پس علت چنين نزولي، تعقل نمودن مردم بوده است. اين نكته دلالت دارد بر اين كه عبارات قرآني قابل فهم و تعقل مي‌باشد، و مردم نيز توان درك آن را دارا هستند. البته كسب مقدمات لازم براي فهم هر متني ضروري است و فهم قرآن نيز مقدماتي دارد كه بايد فراهم گردد.

 

2-خطاب‌های قرآن كريم

قرآن كريم حاوي خطاب‌هاي مختلفي است. انتظار از خطاب اين است كه مخاطب به كلام گوينده گوش فرا داده، و مقصود آن را بازيابد، و مضامين آن را به كار بندد. در اين صورت چگونه مي‌توان پذيرفت كه كلام حكيم براي مخاطب او قابل فهم نباشد. مثلاً زماني كه قرآن به مؤمنان خطاب مي‌كند: «يا ايها‌الذين آمنوا»، چنانچه پس از خطاب مطالبي را به گونه‌اي اعلام كند كه آنها درك نكنند، و يا به آن چه درك مي‌كنند نتوانند اعتماد نمايند، اين خطاب به چه كار مي‌آيد؟

اينك موارد خطاب‌هاي قرآن كريم را بررسي مي‌كنيم.

-خطاب «يا ايها‌الذين امنوا»حدود 90 بار

-خطاب «يا ايها‌الانسان»20 بار

-خطاب «يا بني‌آدم»5 بار

-خطاب «يا اهل الكتاب»12 بار

-خطاب «يا ايهاالذين اوتواالكتاب»1 بار

-خطاب «يا بني‌اسرائيل» 6 بار

 

3-تحدی قرآن

قرآن كريم سند نبوت پيامبر اكرم (ص) است؛ سندي كه در رسالت آن حضرت و در حقانيت خود به تحدي پرداخته و جمله افراد بشر را به عجز از ارائه همانندي براي خود متهم مي‌سازد، و آنان را كه با ديدي ترديدآميز بدان مي‌نگرند، به ارائه نظيري براي حتي يك سوره قرآن فرا مي‌خواند:

«و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا، فاتوا بسوره من مثله، و ادعواشهداء كم من دون الله ان كنتم صادقين».[1][10]

و اگر در (صحت) اين كتاب آسماني كه به (قلب) بنده خود نازل كرده‌ايم، ترديد داريد،‌(تلاش كنيد و) يك سوره مانند قرآن ارائه دهيد. شما مي‌توانيد (براي اين كار) از همه افراد و صاحب‌نظران خود دعوت كنيد، (تا در اين همانندآوري بر كار شما نظارت كنند و با كمك آنها به بهترين نوشتارتان دست يابيد). فقط شما از خدا كمك نگيريد (كه مثلاً بخواهيد جمله‌هاي قرآن را به صورتي ديگر تركيب كنيد و آن را ساخته خود معرفي نماييد). اگر شما راست مي‌گوييد (و ترديد شما از سر بهانه‌جويي نيست، راه روشن شدن حقيقت را به شما ارائه داديم، آن را دنبال كنيد).

از تحدي قرآن، اين نتيجه حاصل مي‌شود كه: متن قرآن كريم و معجزه بودن آن براي عموم مردم و حتي براي منكران بايد قابل فهم و درك باشد. زيرا از مردم خواسته شده كه: دست نوشته‌هاي بشر را با آيات قرآن مقايسه كنند تا برتري خارق‌العاده كتاب خدا را بيابند.

چنانكه قرآن كريم، در جايي، در بيان عدم برابري، مسأله هدايت را ملاك قرار داده و مي‌فرمايد:

«قل فاتوا بكتاب من عندالله هو اهدي منهما اتبعه ان كنتم صادقين».[1][11]

بگو، اگر شما راست مي‌گوييد، كتابي هدايت بخش‌تر از اين دو (قرآن و تورات) از نزد خدا بياوريد، تا من از آن پيروي كنم.

با اين بيان روشن مي‌شود كه، حتي جهت نوربخشي و هدايت قرآن نيز، بايد براي مردم، از دوست و دشمن روشن باشد؛ كه چنين نيز هست و اين امر جز با قابل فهم بودن آن ميسر نيست. اعجاز قرآن را در فصاحت و بلاغت، و سرآمد بودنش را در هدايت، حتي مخالفان دريافته و بر زبان و قلم خويش جاري ساخته‌اند؛ تا آنجا كه بسياري از غير مسلمانان، بر اين حقيقت اعتراف نموده‌اند. اين اعتراف از سخن‌پردازان و سرايندگان بليغ عرب، در عصر نزول قرآن آغاز شده و تا عصر حاضر، همچنان در ميان صاحب‌نظران تداوم يافته است. در زمان نزول قرآن فردي همچون «وليدبن مغيره مخزومي» كه وي را «حكيم‌العرب» و «ريحانه العرب» مي‌خواندند درباره چنين قرآن اعتراف مي‌كند كه:

«يا عجبا لمن يقول ابن ابي كبشه[1][12] فوالله ما هو بشغر و لا بسخر و لا بهذیجنون و ان قوله لمن كلام‌الله…»

چه شگفت‌ است آن چه فرزند ابن ابي‌كبشه مي‌گويد، به خدا سوگند نه شعر است و نه سحر و نه گزافه‌گويي بي‌خردان؛ بي‌گمان گفته او سخن خداست.

و همو زماني كه از كنار رسول اكرم (ص) در حال تلاوت آياتي چند از سوره مؤمنون در نماز مي‌گذشت، چنين گفت:

«به خدا سوگند سخناني از محمد(ص) شنيدم، كه نه مانند گفتار آدميان، و نه از سنخ كلام پريان است. به خدا سوگند آن قدر شيوا و زيباست، كه كلام بلند آن پر ثمر و پايه آن پر بركت است، و اين سخن فراتر رفته و اوج خواهد گرفت، و هيچ چيزي بر او برتري و علو نخواهد يافت».[1][13]

و نيز فردي همچون «طفيل بن عمرو دوسی»، شاعر شيرين‌زبان و خردمند عرب، كه از اشراف قريش به شمار مي‌آمد، پس از شنيدن آياتي از زبان رسول اكرم(ص) مي‌گويد:

«فلا والله ما سمعت قولاً قط احسن منه و الا امرا اعدل منه…».[1][14]

به خدا سوگند، هرگز سخني شيواتر از قرآن كريم نشنيده و آئيني عادلانه‌تر از اسلام نيافته‌ام…

كه در پي اين استماع آيات قرآن، طفيل اسلام آورده و ماجرا را براي قوم خود بازگو مي‌كند و آنها همگي اسلام مي‌آورند.

در زمان كنوني نيز اين‌گونه اعتراف‌ها، به عظمت قرآن و اوج معارف آن از گذشته كمتر نيست. به عنوان مثال: دكتر «شبلي شميل» كه با ماوراء الطبيعه اعتقادي ندارد، در قصيده مشهورش درباره قرآن مي‌گويد:

من اگر چه به دين محمد(ص) كافر هستم، ولي مگر مي‌توانم به آيات محكم قرآن او كافر شوم؟

نظير اين اعتراف‌ها در سخنان دانشمندان غربي نيز مشاهده مي‌شود.

«كرنيكو» دانشمند انگليسي و استاد ادبيات دانشكده «عليگره» هند در حضور اساتيد سخن و ادبيات، در پاسخ پرسشي كه در مورد اعجاز بلاغتي قرآن كريم، مطرح شده بود گفت:

«قرآن را برادر كوچكي است به نام نهج‌البلاغه. آيا براي كسي امكان دارد مانند اين برادر كوچك را بياورد، تا ما را مجال گفتگو درباره امكان آوردن بلاغتي نظير بلاغت قرآن كريم باشد؟[1][16]

دعوت قرآن كريم، بر تحدي و توجه مردم به اين كه كتابي همانند قرآن نخواهد بود و هرگز نوشتاري مقام و نقش هدايت‌گري قرآن كريم را نتواند داشت، نشانگر آن است كه مردم و حتي مخالفين مي‌توانند قرآن را درك كنند، و روشنگري آن را بيابند. اعتراف‌هاي غير مسلمانان و انديشمندان غير مؤمن دربارة قرآن، مبني بر عظمت و تعالي معارف قرآن، كاملاً نشان مي‌دهد كه دعوت به نظريه‌آوري از جانب قرآن كريم، نقش خود را ايفا نموده، در ضمن اين كه قرآن براي آنها قابل فهم بوده است.

 

4-دستور بر تدبر

پيرامون تدبر در قرآن كريم در چهار آيه سخن به ميان آمده است. در جايي مي‌فرمايد:

«كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آيته و ليتذكر اولوا الالباب».[1][17]ما اين كتاب مبارك را بر تو نازل ساختيم، تا در آيات آن تدبر كنند، و خردمندان (بر اثر تدبر مطلب را دريابند و) متذكر شوند.

با توجه به نكات فوق روشن مي‌شود كه، قرآن كريم در قالب عباراتي بشري، به زبان عربي روشن نازل شده تا براي درك و فهم مردم آسان بوده؛ و در آن تدبر كنند و حقانيت آن را بيابند و با تعليم رسول‌ اكرم(ص) و امامان و اهل بيت او (عليهم‌السلام) معيارهاي عمل را در اختيار داشته باشند.

مرحوم علامه طباطبايي (ره) همين نظر را در خلال مباحث تفسيري خود كراراً بيان داشته است. از جمله در تفسير آيه شريفه «و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر»[1][18]«ما قرآن را براي يادآوري و توجه آسان ساختيم آيا كسي هست كه متذكر شود؟» مي‌نويسد:

«التيسير، التسهيل، و تيسير القرآن للذكر هو القاوه علي نحو يسهل فهممقاصد للعامي و الخاصي و الافهام البسيطه و المتعمقه؛ كل علي مقدارفهمه».[1][19]

آسان ساختن همان تسهيل كار است. آسان‌سازي قرآن كريم، القاء آن است به گونه‌اي كه فهم مقصودهاي آن براي عموم و براي خواص آسان و ميسر گردد و به نحو آسان در اختيار فهم‌هاي ابتدايي و بسيط و ادراك‌هاي عميق قرار گيرد. به گونه‌اي كه هر كدام به ميزان فهم خود بهره برند.

 

 

 


[1][1] - شعرا / 192- 195: و انه لتنزيل رب العالمين، نزل به الروح الامين، علي قلبك لتكون من المنذرين، بلسان عربي مبين.

[1][2] - يوسف / 2: انا انرلناه قرِآنا عربيا لعلكم تعقلون.

[1][3] - زخرف / 3 و 4: انا جعلناه قرانا عربيا لعلكم تعقلون، و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم.

[1][4] - واقعه / 77 و 78: انه لقرآن كريم، في كتاب مكنون.

[1][5] - بروج / 21 و 22: بل هو قرآن مجيد، في‌ لوح محفوظ.

[1][6] -واقع / 79: لايمسه الا المطهرون.

[1][7] - مانده / 15 و 16: قد جاء‌كم من الله نور، و كتاب مبين بهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من‌الظلمات الي النوره باذنه و بهديهم الي صراط مستقيم.

[1][8] - ص / 29: كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و لينذكر اولوا الالباب.

[1][9]- يوسف / 2

[1][10]- بقره / 23

[1][11]- قصص / 49

[1][12]- مشركان، پيامبر اكرم(ص) را با اين عنوان ياد مي‌كردند و او را به «ابوكبشه» نسبت مي‌دادند. او مردي از قبيله «خزاعه» بود كه در ديانت با قريش مخالفت مي‌ورزيد، مي‌گويند او جد مادري پيامبر اكرم(ص) بود كه او را به وي نسبت مي‌دادند (ر.ك.معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 352)

[1][13]- ر.ك: تفسير طبري؛ ج 29، ص 98؛ سيره ابن هشام، ج 1، ص 288؛ غزالي، احياء‌العلوم، ج 1، ص 281؛‌سيوطي، در المنثور، ج 6، ص 283؛ شهرستاني، سيد هبه‌الدين، المعجزه‌الخالده، ص 69.

[1][14]- ابن هشام، عبدالملك، السيره النبوبه، ج 1، ص 383؛ اسدالغابه، ج 3، ص 54.

[1][15]- شهرستاني، سيد هبه‌الدين، المعجزه الخالده، ص 11.

[1][16]- دفتر برنامه‌ريزي و تأليف كتب درسي، آشنايي با قرآن، ص30؛ به نقل از شهرستاني، سيد هبه‌الدين، تنزيه التنزيل؛ و مجتهد زنجاني، تاريخ قرآن

[1][17]- ص/ 29

[1][18]- قمر / 33

[1][19]- طباطبايی، محمدحسين، الميزان فی‌ تفسير القرآن، ج 19، ص 77

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • زهرا اکبری

    قران به زبان عربی نازل شده تا انسان در مورد ان تعقل کندو دعوت الهی به تدبر مربوط به ظاهر است وظاهر قران جلوگاه حق برای صاحبدلان وجولانگاه خردمندان است.